امام خامنه اي : کنگره شهداي دانشجو ، ادامه حرکت جهادي و ادامه شهادت است.

شهید غلامرضا داورزنی مقدم
شهید غلامرضا  داورزنی مقدم
  • نام دانشگاه : مرکزتربیت معلم سبزوار

  • سال ورود :

  • نام پدر : محمدرضا

  • رشته تحصیلی : ادبیات فارسی

  • مقطع : كارداني

  • محل زندگی : مشهد

  • تاریخ تولد : 41/6/26

  • محل شهادت : بانه

  • تاریخ شهادت : 66/2/1

  • عملیات: كربلاي10

  • محل دفن : بهشت شهدای سبزوار

  • وضعیت تأهل : -

زندگی نامه

شهيد غلامرضا داورزني مقدم در سال 1341در شهر سبزوار و در خانواده اي متعهد و مذهبي پا به عرصه وجود نهاد.تحصيلات عمومي را در سبزوار به پايان رساند و موفق به اخذ ديپلم از دبيرستان ايوب محمدي شد و براي ادامه ي تحصيل درمركز تربيت معلم سبزوار و در رشته ي ادبيات پذيرفته شد. روحيه ي خوبي داشت و از نظر اعتقادي بسيار قوي بود و به ولايت و رهبري بسيار عشق مي ورزيد.از هفت سالگي به نماز خواندن روي اورد و اين روحيه را هيچگاه ترك نكرد .در رابطه با دفاع مقدس اعتقاد داشت بايد به مبارزه برخيزند و اعلام ميكرد كه اگر من نروم چه كساني بايد بروند و هنگامي كه به او گفته ميشد تو خدمت خود را انجام داده اي ميگفت:من بايد بروم انجاي صحراي محشر و كربلاست.و هميشه از خدا شهادت را ميخواست و ميگفت جنگيدن واجب است. او در كنار درس فعاليت هاي هنري نظير:سرودن شعر وخطاطي ،مداحي و طراحي را انجام ميداد.در خانواده نيز رابطه اش با خواهران و برادرانش در نهايت مهرباني و صميميت بود . با همه با احترام برخورد ميكرد و كاري نمي كرد كه خانواده و دوستان از او دلخور و ناراحت شوند چرا كه با دوستان و خانواده خيلي خوش اخلاق بود و روحيه ي بسيار بانشاطي داشت.وي در اين دوران نوجواني و جواني به حدي پرهيزكار بود كه والدين او اعلام كردند: ما لياقت چنين فرزندي را نداريم چرا كه بارزترين ويژگي او عشق و علاقه ي وافر به نماز اول وقت بود و در تمام مدت سعي ميكرد با وضو باشد و به واسته ي اين اخلاق و خوي معنوي خود دوستان زيادي داشته است.اوقات فراغت به كارهايي از جمله طناب بافي و شيشه بري مشغول بود. ايشان در رابطه با انقلاب ميگفت:انقلاب كردن مهم نيست بلكه انقلاب را نگه داشتن مهم است،لذا وي تحصيل را رها كرد و به بهانه ي رفتن به مشهد به جبهه رفت. مسئوليت هايش در جبهه پيك گردان و فرمانده دسته بود .او به طور متناوب 5سال در جبهه حضور داشت . اخرين اعزام در سال1365 وشركت در كربلاي 10 كه در همين عمليات به علت اصابت تركش به پيشاني به مقام رفيع شهادت نايل امد.شهيد در ان لحظه دست را روي سينه ي خود گذاشت و سلامي به اباعبدالله عرض كرد و جان به جان افرين تسليم نمود و در حقيقت به ارزوي ديرينه ي خود رسيد. او در وصيت نامه ي خويش ميگويد: تنها خواهش من از مسئولين اين است كه نگذاريد از جانب ضد انقلاب خون دل بخوريم،از تشريفات بكاهيد و خود را با طبقه ي پايين جامعه تطبيق دهيد كه در اين صورت در دل مردم جاي خواهيد گرفت پس با مردم باشيد.


کاربر گرامی در صورتی که از شهید مورد نظر اطلاعاتی در دست دارید، جهت تکمیل اطلاعات این شهید لطفا از طریق فرم زیر با ما در ارتباط باشید