امام خامنه اي : کنگره شهداي دانشجو ، ادامه حرکت جهادي و ادامه شهادت است.

شهید رمضانعلی احمدنژاد
شهید رمضانعلی  احمدنژاد
  • نام دانشگاه : دانشگاه سيستان وبلوچستان

  • سال ورود :

  • نام پدر : محمد

  • رشته تحصیلی : الکترونیک

  • مقطع : كارشناسي - سال سوم

  • محل زندگی : مشهد

  • تاریخ تولد : 37/3/

  • محل شهادت : مشهد(ترور)

  • تاریخ شهادت : 60/6/27

  • عملیات: ترورتوسط منافقین

  • محل دفن : بهشت رضا

  • وضعیت تأهل : زندگینامه

زندگی نامه
زندگینامه شهید رمضانعلی احمد نژاد جهادگر شهید رمضانعلی احمد نژاد در خرداد ماه سال 1337در شهر شهادت، مشهد مقدس در خانواده ای مؤمن اما محقر و مستضعف پا به عالم وجود نهاد. کودکی رنج آشنا که در همان دوران طفولیت و خردسالی شریک غم و رنج پدر و کار طاقت فرسای او در کوره آجر پزی بود و به راستی طعم تلخ و گزنده استعمار را چشیده و چهره کریه و بد منظر این اژدهای استعماری را دیده و لمس کرده بود. وی دارای روحی بزرگ و ایمانی قوی و شهامتی کم نظیر بود بطوریکه خانواده اش از همان اوان ، ایمان عظیمش را در پس چهره معصومانه او به وضوح می دیدند. شهید رمضانعلی بعد از فوت پدر بهترین دوست و یاور برادران خردسالش بود. او با محبتی خارق العاده همچون پدری دلسوز و نان آوری مهربان به سرپرستی خانواده همت گماشت. در دوران تحصیل تلاش و کوشش فراوانی در جهت یادگیری از خود نشان می داد و با هوش و استعداد سرشار خود هر روز بیشتر از روز پیش موفق تر و آزموده تر می شد و قدم به دنیای جدیدی می نهاد. دوران تحصیل را با مرارتها و مشقات فراوان و کار مداوم شبانه روزی به پایان رسانید به طوریکه مدتی را در یک دامداری و تعطیلات خود را در کوره پز خانه ها چون شمعی می سوخت تا روشنی بخش محفل کوچکشان باشد و هم بتواند هزینه تحصیل خویش را فراهم سازد. بدین ترتیب توانست دیپلم خود را گرفته و با موفقیت در کنکور به رشته الکترونیک دانشگاه سیستان وبلوچستان راه یابد که همزمان نهضت شکوهمند اسلامی آغاز به رستن نمود و توده های مردم علیه نظام شب پرستان استعمارگر قیام کردند و او که درد های مستضعفان را با گوشت و پوست خود حس می کرد به طور فعال در مبارزات دانشجویان شرکت و همچون دیگر مسلمانان آگاه در جهت پیروزی انقلاب اسلامی خالصانه تلاش می نمود و می دانست که فقط اسلام است که می تواند محرومان جامعه را به حقوق واقعی و حقه شان برساند. شهید رمضانعلی همچنان که به تحصیل در دانشکده اشتغال داشت از هر فرصتی جهت آگاه کردن دیگران استفاده می کرد و جنایات بی شمار رژیم خون آشام پهلوی را بر همگان روشن می ساخت . بعد از مدتی که انقلاب فرهنگی آغاز شد وی به مشهد مراجعت و در مسجد محل اقدام به تشکیل بسیج و کلاسهای آموزش اسلحه و تدریس احکام نمود و خود نیز محور اصلی این تعلیمات بود. در شورای محل به خدمت همنوعان خود پرداخت و آنچه برای او فاقد ارزش بود زندگی دنیوی و جاه و مقام بود چرا که او از همان لحظه ای که اسلام را شناخت خود را از حصار خاکیات بدر آورد و روحش را از قفس دنیا رهانید. او اینچنین با معبودش سخن می گفت: خداوندا ! چگونه با تو راز گویم که زبانم قدرت ثنای تو را ندارد ولی از تو می خواهم که تمام جوانان ما را به راه راست هدایت کنی. حرکت ما به سوی خداست پس به جای گریه بر من به فکر مسافرت خود به سوی الله باشید... . او که پیوسته لیاقت و کارآیی و ایمان خود را نمایانده بود به خدمت در جهاد سازندگی پرداخت تا بهتر بتواند خدمتگزار محرومان جامعه و روستائیان ستم کشیده باشد. او برای جهاد سازندگی وزنه ای پر بها بود و دلسوزانه برای بسط انقلاب اسلامی کوشش می کرد و از آنجا که دیگر او را تاب دوری از مطلوبش را نبود رفت و رفت و هر چه بیشتر اوج گرفت تا سرانجام لحظه موعود فرا رسید و در روز جمعه 27/6/1360 به هنگام برپا نمودن نمایشگاهی از تجاوزات صدام کافر به خاک میهن اسلامیمان، مورد اصابت گلوله های مسلسل منافقی کوردل و بی مایه و مزدور بیگانه قرار گرفت و از قفس جسمانی خود بیرون شد و به سوی ملکوت اعلی پرواز کرد . هنوز هم نجوای زیبای او در گوش آشنایان غمش زنگ می زند: خدایا! بریدن از همه چیز و گرویدن به سوی تو نهایت آرزوی من است . مرا به راه خویش راهنما باش... .

کاربر گرامی در صورتی که از شهید مورد نظر اطلاعاتی در دست دارید، جهت تکمیل اطلاعات این شهید لطفا از طریق فرم زیر با ما در ارتباط باشید