امام خامنه اي : کنگره شهداي دانشجو ، ادامه حرکت جهادي و ادامه شهادت است.

شهید محسن علیان نجف ابادی
شهید محسن علیان نجف ابادی
  • نام دانشگاه : دانشگاه امیرکبیر

  • سال ورود :

  • نام پدر : محمد علي

  • رشته تحصیلی : برق

  • مقطع : کارشناسی

  • محل زندگی : مشهد

  • تاریخ تولد : 39/7/

  • محل شهادت : فاو

  • تاریخ شهادت : 64/11/11

  • عملیات: والفجر8

  • محل دفن : بهشت رضا

  • وضعیت تأهل :

زندگی نامه

زندگی نامه محسن سال 1339 دیده به جهان گشود و چون مادرش از قبل خواب دیده بود بچه اش پسر است برای همین او را به نام فرزند مظلوم امیرالمومنین محسن نامید . و از زمانی که در رویایی صادق از دست تغذیه کننده امیرالمومنین برای نمازی که خوانده بود هدیه ای گرفته بود در توجه به احکام شرع بسیار با دقت بود.اگر می دید فردی بی حجاب است به شدت ناراحت میشد در جعبه ای خاص مبالغی را به عنوان خمس مالی را که احیانا در ارتباط با افرادی که خمس مال خویش را نمی دادند جمع اوری می کرد یعنی حتی اگر جایی غذا می خورد و احتمال می داد که اهل خمس نباشند یک پنجم مبلغ قیمیت غذا و یا حتی چای را در ان جعبه گرداوری می کرد. وی نسبت به مطالعه رساله ی علمیه ی حضرت امام (ره) تلاش زیادی داشت و حتی یکبار تا اول مسائ خمس ان رساله را با یکی از برادران مباحثه کرده بود . شهید پس از اخذ دیپلم در رشته ی برق دانشکده امیر کبیر قبول می شود و در انجا علیرغم فعالیتهای اجتماعی درس را نیز با تعهد می خواند . وی پی از ورود به دانشکده در فعالیتهای مختلفی که از طرف انجمن اسلامی صورت می پذیرفت شرکت فعالی داشت ، مبارزه با گروهک ها ، حضور در منطقه زلزله زده بافق کرمان ، عکس برداری های مفید که برای نمایشگاه دانشکده لازم بود و بالاخره نوشتن مقاله ای در این مورد که به ان طرفداران دروغین خلق تعریضی،ی ملیحی وجود داشت. محسن پس از انقلاب فرهنگی مدتی از طرف سپاه قزوین به جبهات نور رفته و به جهاد پرداخت. محسن پس از بازگشت از جبهه در اوایل جنگ به مشهد امده و با یکی از دوستانش شروع به خواندن دروس حوزوی نمود و پس از مدتی به لحاظ نیاز شدید سپاه به نیرو ، به عضویت سپاه درامد و تقریبا پس از سه سال عضویت در سپاه بطور تمام وقت در حوزه مشغول به فراگیری فقه و اصول گردید . برای شناخت بیشتر از این شهید پاکباز باید ابتدا اصولی از یک جغرافیای خاص را در دست داشته باشیم و سپس با تعمق در حرکات و سکناتش نظر بر افقی از ملکوت وجودش بنماییم .اگرچه باید گفت ملکوت وجود او در دست سبحانی است که خلاق همه چیز است. تلاش و ابتکار ، محبت و صداقت ،شجاعت و دلاوری و عشق و شور ابعادی از منشور نورپرداز و بهاربارور محسن بود. محسن از زمان دبستان به رنگ تلاش بود ! حتی از پولی که برای خرید خوراکی به او می دادند کتاب می خرید و مطالعه می کردوهنوز سال سوم دبیرستان بود که در کنکور شرکت کرد تا خود را برای سال بعد اماده کرده باشد . در دانشکده نیز پر تلاش بود .هم به فعالیتهای احتماعی همی پرداخت و هم خوب درس مسخواند . در سپاه نیز یاری صدیق بود تلاشهای او انچنان بود که بارها از مناطق سایر کشور درخواست کرده بودند محسن به انجا مامور شود . در حوزه نیز درس را مردانه و مستانه می خواند مطالعه زیاد، مباحثات منظم و گاهی تا روز 5 درس میگرفت وی با اینکه در درس سریع بود اما از کیفیت خوبی نیز برخوردار بود مثلا برای مطالعات خارجی پیرامون درسها از شرحهایی استفاده میکرد که بعضا نشانه ی فعالیت و تلاش برای درسها بود و محسن کمتر به چیزی نگاهش را میدوخت و اگر به چیزی نگاه میکرد می خواست انرا دریابد و برای همین کمتر چیزی بود که تحت نگاه نافذ او کشف نشود.بیشتر وسائل برقی و مخابراتی و حتی ترکیبات شیمیایی برای او شناخته شده بود .وی با ابتکار خاصی وسائل برقی را می ساخت مثلا ماشین های برقی و ضبط مخابراتی از ابتکارات او است . محبت محسن را میتوان از محبت اشنایان سوال کرد .اری کودکان این معصومات مرحوم پروردگار گواهی شاهدندو محسن در کودکی به ناخواسته کودکی را که بسال او بودند ازرده بود اما نه انچنان که طرف مقابل ناراحت شود ، اما خودش انقدر ناراحت شده بود که می گریست. محسن نه دروغ می گفت و نه از دروغ خوشش می امد حتی انهایی که به شوخی دروغ می گفتند در نزد او مرتکب خطا بودند و این حقیقتی است که حتی باید از هزل نیز خودداری کرد. محسن در خوش خلقی تقریبا زبانزد دوستانش بود و کمتر کسی او را تند و عصبانی دیده بود . برخورد های همراه با تبسم و معانقه های مهراگین بیانی از خلق نیکوی او بود . به کارهای مختلف با اهمیت مینگریست و همین حس او بود که در بخش ارزیابی و عضویابی در سپاه پاسداران به عنوان یک نیروی کلیدی مطرح بود . لازم به ذکر است یکی از برادران میگفت کسی که در این بخش کار میکند باید خط فرشتگان را بخواند. بااینکه در اختیار محسن امکانات زیادی بود ولی از انها به اندازه ی دوستان همردیفش بهره می برد .هیچگاه کثرت و وفور امکانات و قدرت مالی او را نمیفریفت که این زهد واقعی است و شاید از دلائل مهم طمئنینه او همین زهد مقدسش بود.زیرا صادق ال محمد میفرماید : الرغبه الدنیا تورث الحزن و الغم و الزهد فی الدنیا راحه القلب و البدن. اری دنیا پرستی حزن و غم و زهد روح و راحت را به ارمغان میدهند. با اینکه می توانست در همه ی فصول سال از بهترین میوه ها استفاده کند روزی به یکی از دوستانش گفت : می دانی از کجا میوه ارزان و خوب میتوان تهیه کرد و ان دوست به وی گفته بود یا باید دنبال خوبی باشی و یا ارزانی ... از انجا که سوال کردن نصف علم است همواره از اساتید سوال میکرد و به اعتراف اساتی از بهترین سوال کنندگان درس بود. توصیه های او به همسرش دوستان و همسایگانش خویشان و نزدیکانش از علم و معرفت او خبر می داد. چون معمولا شجاعت از نترسیدن از مرگ نشات میگیرد گویی موجی از دریای وجود محسن این حماسه است . مرگ اگر مرد است گو نزد من ای تا در اغوش کشش بگیرم تنگ تنگ در زمان حکومت نظامی شاه خائن به یکی از دوستان محسن که در بیمارستان کار میکند در نیمه های شب تلفن میزنند که شما اگر می توانید بیایید که باید از یک مجروح ازمایش بعمل اید . مجسن بی درنگ ماشین را روشن کرده و با ان مرد به حرکت در میاید . در مسیر راه گلوله های بیشماری بسوی انها رها میشود . اما گویا محسن گلوله هارا می شکافت و پیش میرفت تا این ماموریت را انجام داد. وی در زمان تظاهرات مردم بپاخواسته ی ایران در برابر ظلم شاهنشاهی در تخته سیاه کلاسها شعار مینوشت. این نیز جالب است که بدانیم قبل از شهادت در محلی مستقر میشود که بین برادران رزمنده معروف به خط عاشورا بود یعنی تنها با شهادت میتوان در انجا مستقر شد و انجا را حفظ کرد. محسن در قبل از انقلاب نیز از حس ابتکار خود برای ساختن انواع و اقسام وسائل انفجاری برعلیه مزدوران شاه نیز بهره ی وافری میبرد و بعضی وسائل او هنوز در منزلش موجود است. شهید برای خدمت به خلق خدا عشق عجیبی داشت به بیماران سر میزد و از انها عیادت میکرد بعضا به خانه مستمندان سر میزد و به خانواده ی رزمندگان یا شهدا در این زمینه اولویت می داد. انچنان عاشق شهدا بود که همواره عکسهای انان را در منزل نگه میداشت و می گفت می خواهم انها را فراموش نکنم. زیرا یاد فداکاری انها در راه خدا ، زنگار غفلت را از قلبم می زداید. شور و شوق محسن برای لقای پروردگار میتوان از تعبیر عارفانه ای که داشت فهمید .او میگفت : وقتی به جبهه می ایم و امکان رفتن به خط مقدم نیست احساس می کنم با اینکه به شدت تشنه هستم در کنار دریایی عظیم اجازه نوشیدن اب ندارم ؟! اینک رویایی صادق ! یکی از برادران دو شب پشت سرهم یکی قبل از شهادت و یکی بعد از شهادت محسن را بخواب میبیند .این برادر که از همکاران نزدیک و هم مباحثه ای های اوست میگوید : در شب اول (22/11/62) خواب دیدم محسن مرا برای نماز شب بیدار کرد و بعد از نماز شب با من خداحافظی گرمی کرد و با معانقه محبت امیزی از هم حدا شدیم . در شب بعد شهادتش (23/11/62) خواب دیدم محسن لبلس رزم به تن دارد و کلاهی سبز به سر و چهره اش نورانی است اری او مدتی در صدد بود تا تحقیقی در نسب خویش نماید که ایا سید است ؟ گویا پیامبر و حضرت اباعبدالله پذیرفته اند ک او در زمره ی اهل بیت باشد که سلمان منا اهل البیت! در خاتمه باید گفت زندان تنگ کلمات از عهده ی بیان شوق و شوری و روح و نوری براید که موج مواج دریای شکوه سبحات و تجلیات وجه الله خالق و خلاق انهاست . از طرف جکعی از دوستان و همرزمان شهید محسن علیان 7/12/64


کاربر گرامی در صورتی که از شهید مورد نظر اطلاعاتی در دست دارید، جهت تکمیل اطلاعات این شهید لطفا از طریق فرم زیر با ما در ارتباط باشید