امام خامنه اي : کنگره شهداي دانشجو ، ادامه حرکت جهادي و ادامه شهادت است.

شهید علیرضا نجفی سمنانی
شهید علیرضا  نجفی سمنانی
  • نام دانشگاه : فردوسی مشهد

  • سال ورود : 1363

  • نام پدر : غلامرضا

  • رشته تحصیلی : مکانیک

  • مقطع : كارشناسي

  • محل زندگی : مشهد

  • تاریخ تولد : 44/6/22

  • محل شهادت : حاج عمران

  • تاریخ شهادت : 65/6/10

  • عملیات: کربلای 10

  • محل دفن : مشهد - بهشت رضا(ع)

  • وضعیت تأهل : زندگي نامه

زندگی نامه
زندگي نامه دانشجوی شهيد عليرضا نجفى سمنانی شهيد عليرضا نجفى سمنانی در سال 1344 در خانواده‏اى مذهبى در شهر مشهد ديده به جهان گشود. در سن پنج سالگى پدرش را از دست داد و او تحت سرپرستى مادر فداكارش قرار گرفت. پس از طى دوران ابتدايى و راهنمايى وارد هنرستان صنعتى شهيد بهشتى شد و اين سال ها مصادف با روزهاى پرشور انقلاب بود. قبل از انقلاب در اغلب فعاليت هاى انقلابى و تظاهرات ضد شاه شركت كرد و پس از پيروزى انقلاب نيز درانجمن اسلامى‏هنرستان دركنار دوستانى چون شهيد قندهارى قرار گرفت و فعاليت هاى فرهنگى و بعضاً ورزشى خود را آغاز كرد. در سالهاى 57 و 58 جزو اعضاى تيم شناى خراسان انتخاب شد و دو بار نيز در مسابقات شناى قهرمانى كشور حضور يافت و در سطح كشور، صاحب مقام گرديد. در تابستان سال 1360 در مشهد و در يكى از اولين دوره‏هاى آموزشى بسيجيان زير نظر شهيد چراغچى آموزش ديد و پس از يك سال جهت اعزام وارد پادگان گرديد. خودش مى‏گفت: در پادگان وقتى مى‏خواستند ما را براى آموزش اعزام كنند، بچه‏ها را به صف مى‏كردند و افرادى را كه كوچكتر بودند جدا مى‏كردند و من در آن لحظه به خدا متوسل شدم و ذكر «يا رئوف و يا رحيم» را سردادم كه نكند من را از صف بيرون بكشند، و همان توسل باعث شد كه من را نبينند و به خاطر كوچكى جثه‏ام از اعزام محروم نكنند. در سال 1362 به اهواز اعزام شد و در پايان مأموريت سه ماهه‏اش از آن جايى كه موقعيت عمليات پيش نمى‏آمد از آن ها خواسته شد كه يا سه ماه ديگر به كردستان اعزام و يا مرخص شوند. به اين ترتيب با اولين اعزام خود را به عمليات والفجر1 رساند و در همين عمليات مجروح شد و با دست گچ گرفته به مشهد بازگشت.درسال1363پس شرکت در کنکور سراسری دررشته مهندسی مکانیک دانشگاه فردوسی مشهد پذیرفته شد. وقتى عمليات والفجر3 آغاز شده بود و كمبود نيرو احساس مى‏شد دوباره عليرضا عازم جبهه گرديد و در واحد تخريب شروع به انجام وظيفه كرد. در چهارراه خندق براى دومين بار مجروح شد و دست چپش تركش خورد. به دنبال اين جراحت تا پايان سال 1364 در مشهد ماندگار شد و دستش را نيز دو بار عمل كردند. در اسفند ماه سال 1364 وارد تيپ ويژه شهدا شد و با همان تيپ در يك عمليات ويژه بود كه به علت اصابت تركش نارنجك و تير مستقيمى به شانه‏اش، باهلى‏كوپتر به باختران اعزام شد ولى با همان لباس از بيمارستان فرار كرد و به جبهه بازگشت. در عين مجروحيّت براى اين كه بيكار نباشد، ماشين اوراق را تحويل مى‏گيرد و با ذوق و مهارت فنى‏اش راه اندازى مى‏كند و به عنوان راننده در منطقه فعاليّت مى‏كند. پس از مدتى هم از طرف شهيد بهادرى و هم از طرف لشكر 5 نصر از او دعوت شد. استخاره كرد؛ هر دو خوب بود. قرعه كشيد و آخرين بار با كاروان دهم كربلا در مرداد 1365 عازم شد. و در شب عمليات در حالى كه معبر را باز مى‏كرد با اصابت تيرهاى دشمن به شهادت رسيد. پيكر پاك شهيد مدت 8 ماه و بيست روز درارتفاعات حاج عمران ماند و بعد از بازپس‏گيرى منطقه به دست بسيجيان جان بركف درمشهد مقدس تشييع شد.

کاربر گرامی در صورتی که از شهید مورد نظر اطلاعاتی در دست دارید، جهت تکمیل اطلاعات این شهید لطفا از طریق فرم زیر با ما در ارتباط باشید